X
تبلیغات
رایتل
گروه متخصصین خراسان جنوبی
ارائه دیدگاه های علمی،فرهنگی، تخصصی و آموزنده
text

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 23 اسفند‌ماه سال 1388

امام علی (ع):

کار اندکى که ادامه یابد، از کار بسیارى که از آن به ستوه آیى امیدوار کننده تر است.

حکمت 251: تلخکامى دنیا، شیرینى آخرت، و شیرینى دنیاى حرام، تلخى آخرت است.

حکمت252 : خدا "ایمان" را براى پاکسازى دل از شرک ، و "نماز" را براى پاک بودن از کبر و خودپسندى و "زکات" را عامل فزونى روزی، و "روزه" را براى آزمودن اخلاص بندگان ، و "حج" را براى نزدیکى و همبستگى مسلمانان ، و "جهاد" را براى عزت اسلام، و "امر به معروف" را براى اصلاح توده هاى ناآگاه ، و "نهى از منکر" را براى بازداشتن بى خردان از زشتى ها ، "صلة رحم" را براى فراوانى خویشاوندان ، و "قصاص" را براى پاسدارى از خون ها، و اجراى "حدود" را براى تحقق عفّت ، و ترک "زنا" را براى سلامت نسل آدمى ، و ترک "لواط" را براى فزونى فرزندان ، و "گواهى دادن" را براى به دست آوردن حقوق انکار شده ، و ترک "دروغ" را براى حرمت نگهداشتن راستى ، و "سلام" کردن را براى امنیت از ترس ها، و "امامت" را براى سازمان یافتن امور امت، و "فرمانبردارى از امام" را براى بزرگداشت مقام رهبری، واجب کرد.

حکمت253 : آنگاه که خواستید ستمکارى را سوگند دهید از او بخواهید که بگوید " از جنبش و نیروى الهى بیزار است" زیرا اگر به دروغ سوگند خورد، پس از بیزارى ، در کیفر او شتاب شود، اما اگر در سوگند خود بگوید " به خدایى که جز او خدایى نیست" در کیفرش شتاب نگردد، چه او خدا را به یگانگى یاد کرد.

حکمت254 : اى فرزند آدم ! خودت وصى مال خویش باش، امروز به گونه اى عمل کن که دوست دارى پس از مرگت عمل کنند.

حکمت255 : تندخویى بى مرود نوعى دیوانگى است ، زیرا که تندخو پشیمان مى شود، و اگر پشیمان نشد پس دیوانگى او پایدار است.

حکمت256 : سلامت تن در دورى از حسادت است.

حکمت257 : اى کمیل ! خانواده ات را فرمان ده که روزها در به دست آوردن بزرگوارى ، و شب ها در رفع نیاز خفتگان بکوشند . سوگند به خدایى که تمام صداها را مى شنود، هر کس دلى را شاد کند، خداوند از آن شادى لطفى براى او قرار دهد که به هنگام مصیبت چون آب زلالى بر او باریدن گرفته و تلخى مصیبت را بزداید چنان که شتر غریبه را از چراگاه دورسازند.

حکمت258 : هرگاه تهیدست شدید ، با صدقه دادن ، با خدا تجارت کنید.

حکمت259 : وفادارى با خیانتکاران نزد خدا نوعى خیانت ، و خیانت به خیانتکاران نزد خدا وفادارى است.

حکمت260 : بسا احسان پیاپى خدا، گناهکار را گرفتار کند و پرده پوشى خدا او را مغرور سازد ، و با ستایش مردم فریب خورد و خدا هیچ کس را همانند مهلت دادن ، مورد آزمایش قرار نداد.

حکمت261 : (آن هنگام که تهاجم یاران معاویه به شهر انبار، و غارت کردن آن را شنید ، تنها و پیاده به طرف پادگان نظامى کوفه "نخلیه" حرکت کرد ، مردم خود را به او رسانده ، گفتند اى امیر مؤمنان ما آنان را کفایت مى کنیم، فرمود)
شما از انجام کار خود درمانده اید! چگونه کار دیگرى را برایم کفایت مى کنید؟ اگر رعایاى پیش از من از ستم حاکمان مى نالیدند، امروز از رعیت خود مى نالم، گویى من پیرو، وآنان حکمرانند، یا من محکوم و آنان فرمانروایانند.

حکمت262 : (حارث بن حوت  نزد امام آمد و گفت: آیا چنین پندارى که من اصحاب جُمُل را گمراه مى دانم؟ چنین نیست، امام فرمود) اى حارث ! تو زیر پاى خود را دیدى ، اما به پیرامونت نگاه نکردی، پس سرگردان شدی، تو حق را نشناختى تا بدانى که اهل حق چه کسانى مى باشند؟ و باطل را نیز نشناختى تا باطل گرایان را بدانی.
(حارث گفت: من و سُعد بن مالک و عبدالله بن عمر، از جنگ کنار مى رویم ، امام فرمود)
همانا سعد و عبدالله بن عمر ، نه حق را یارى کردند، نه باطل را خوار ساختند.

حکمت263 : همنشین پادشاه، شیرسوارى را ماند که دیگران حسرت منزلت او را دارند، ولى خود مى داند که در جاى خطرناکى قرار گرفته است.

حکمت264 : به بازماندگان دیگران نیکى کنید، تا حرمت بازماندگان شما را نگاه دارند.

حکمت265 : گفتار حکیمان اگر درست باشد درمان ، و اگر نادرست باشد، درد جان است.

حکمت266 : (شخصى از امام پرسید که ایمان را تعریف کن)
در پاسخ فرمودند: فردا نزد من بیا تا در جمع مردم پاسخ گویم ، که اگر تو گفتارم را فراموش کنى و دیگرى آن را در خاطرش بسپارد ، زیرا گفتار چونان شکار رمنده است، یکى آن را به دست آورد، و دیگرى آن را از دست مى دهد.

حکمت267 : اى فرزند آدم ! اندوه روز نیامده را بر اِمروزت میفزا ، زیرا اگر روزِ نرسیده، از عمر تو باشد خدا روزى تو را خواهد رساند.

حکمت268 : در دوستى با دوست مدارا کن، شاید روزى دشمن تو گردد، و در دشمنى با دشمن نیز مدارا کن ، زیرا شاید روزى دوست تو گردد.

حکمت269 : مردم در دنیا دو دسته اند: یک دسته براى کسانى که در دنیا براى دنیا کار کرد، و دنیا او را از آخرتش باز داشت، بر بازماندگان خویش از تهیدستى هراسان ، و از تهیدستى خویش در امان است، پس زندگانى خود را در راه سود دیگران از دست مى دهد.
و دیگرى آن که در نیا براى آخرت کار مى کند، و نعمت هاى دنیا نیز بدون تلاش به او روى مى آورد، پس بهرة هر دو جهان را چشیده، و مالک هر دو جهان مى گردد، و با آبرومندى در پیشگاه خدا صبح مى کند، و حاجتى را از خدا در خواست نمى کند جز آن که روا مى گردد.

حکمت270 : در زمان حکومت عمر، نسبت به فراوانى زیور و زینت هاى کعبه صحبت شد، گروهى گفتند آن ها را براى لشگر اسلام مصرف کن، کعبه زر و زیور نمى خواهد، وقتى از امیر المؤمنین [علیه السلام] پرسیدند، فرمود)
همانا قرآن بر پیامبر (ص) هنگامى نازل گردید که اموال چهار قسم بود، اموال مسلمانان، که آن را بر اساس سهم هر یک از وارثان ، تقسیم کرد، و غنیمت جنگى که آن را به نیازمندانش رساند، و خمس که خدا جایگاه مصرف آن را تعیین فرمود، و صدقات ، که خداوند راه هاى بخشش آن را مشخص فرمود. و زیور آلات و زینت کعبه از اموالى بودند که خدا آن را به حال خود گذاشت ، نه از روى فراموشى آن را ترک کرد، و نه از چشم خدا پنهان بود، تو نیز آن را به حال خود واگذار چنانکه خدا و پیامبرش آن را به حال خود واگذاشتند.

حکمت271 : دو نفر دزد را خدمت امام آوردند که از بیت المال دزدى کرده بودند، یکى برده مردم، و دیگرى برده اى جزو بیت المال بود، امام فرمود
برده اى که از بیت المال است حدى بر او نیست، زیرا مال خدا مقدارى از مال خدا را خورده است، اما دیگرى باید حد دزدى با شدت بر او اجرا گردد (سپس دست راست او را برید).

حکمت272 : اگر از این فتنه ها و لغزشگاه با قدرت بگذرم، دگرگونى هاى بسیار پدید مى آورم.

حکمت273 : به یقین بدانید! خداوند براى بندة خود هر چند با سیاست و سخت کوش و در طرح و نقشه نیرومند باشد، بیش از آنچه که در علم الهدی وعده فرمود: قرار نخواهد داد، و میان بنده، هر چند ناتوان و کم سیاست باشد، و آنچه در قرآن براى او رقم زده حایلى نخواهد گذاشت، هر کس این حقیقت را بشناسد و به کار گیرد، از همة مردم آسوده تر است و سود بیشترى خواهد بد. و آن که آن را وا گذارد و در آن کش کند، از همه مردم گرفتار تر و زیانکار تر است، چه بسا نعمت شده اى که گرفتار عذتب شود و بسا گرفتارى که در گرفتارى ساخته شده و آزمایش گردد، پس اى کسى که از این گفتار بهده مند مى شوی، بر شکرگزارى بیفزاى ، و از شتاب بى جا دست بردار ، و به روزی رسیده قناعت کن.

حکمت274 : علم خود را نادانى ، و یقین خود را شک و تردید مپندارید، پس هر گاه دانستید عمل کنید، و چون به یقین رسیدید اقدام کنید.

حکمت275 : طمع انسان را به هلاکت مى کشاند و نجات نمى دهد، و به آنچه ضمانت کند، وفادار نیست، و بسا نوشندة آبى که پیش از سیراب شدن گلو گیرش شد؛ و ارزش آنچه که بر سر آن رقابت مى کنند، هر چه بیشتر باشد، مصیبت از دست دادنش اندوهبارتر خواهد بود، و آرزوها چشم بصیرت را کور مى کند، و آنچه روزى هر کسى است بى جستجو خواهد رسید.

حکمت276 : خدایا به تو پناه مى برم که ظاهر من در برابر دیده ها نیکو و درونم در آنچه که از تو پنهان مى دارم، زشت باشد، و بخواهم با اعمال و رفتارى که تو از آن آگاهى ، توجه مردم را به خود جلب نمایم، و چهرة ظاهرم را زیبا نشان داده با اعمال نادرستى که درونم را زشت کرده به سوى تو ایم، تا به بندگانت ، نزدیک ، و از خشنودى تو دور گردم.

حکمت277 : نه ، سوگند به خدایى که با قدرت او شب تاریک را به سر بردیم که روز سپیدى در پى داشت، چنین و چنان بود!

حکمت278 : کار اندکى که ادامه یابد، از کار بسیارى که از آن به ستوه آیى امیدوار کننده تر است.

حکمت279 : هر گاه مستحابت به واجبات زیان رساند آن را ترک کنید.

حکمت280 : کسى که به یاد سفر طولانى آخرت باشد خود را آماده مى سازد.

حکمت281 : اندیشیدن همانند دیدن نیست، زیرا گاهى چشم ها دروغ مى نمایاند ، اما آن کس که از عقل نصیحت خواهد به او خیانت نمى کند.

حکمت282 : میان شما و پندپذیرى ، پرده اى از غرور و خود خواهى وجود دارد.

حکمت283 : جاهلان شما پر تلاش، و آگاهان شما تن پرور و کوتاهى ورزند!.

حکمت284 : دانش، راه عذر تراشى را بر بهانه جویان بسته است.

حکمت285 : آنان که وقتشان پایان یافته خواستار مهلتند ، و آنان که مهلت دارند کوتاهى مى ورزند!.

حکمت286 : مردم چیزى را نگفتند خوش باد، جز آن که روزگار، روز بدى را براى او تدارک دید.

حکمت287 : (از قدر پرسیدند، پاسخ داد: )
راهى است تاریک ، آن را مى پیمائید ، و دریایى است ژرف ، وارد آن نشوید ، و رازى است خدایى ، خود را به زحمت نیندازید.

حکمت288 : هرگاه خدا بخواهد بنده اى را خوار کند ، دانش را از او دور سازد.

حکمت289 : در گذشته برادرى دینى داشتم که در چشم من بزرگ مقدار بود، چون دنیاى حرام در چشم او بى ارزش مى نمود، و از شم بارگى دور بود، پس آنچه را نمى یافت آرزو نمى کرد، و آنچه را مى یافت زیاده روى نداشت، در بیشتر عمرش ساکت بود، اما گاهى که لب به سخن مى گشود بر دیگر سخنوران برترى داشت، و تشنگى پرسش کنندگان را فرو مى نشاند به ظاهر ناتوان و مستضعف مى نمود، اما در بر خورد جدى چونان شیر بیشه مى خروشید، یا چون مار بیابانى به حرکت در مى آمد . تا پیش قاضى نمى رفت دلیلى مطرح نمى کرد، و کسى را عذرى داشت سرزنش نمى کرد، تا آن عذر او را مى شنید، از درد شکوه نمى کرد، نگر پس از تندرسى و بهبودی، آنچه عمل مى کرد مى گفت، و بدانچه عمل نمى کرد چیزى نمى گفت، اگر در سخن گفتن بر او پیشى مى گرفتند در سکوت مغلوب نمى گردید.
و بر شنیدن بشتر از سخن گفتن حریص بود. اگر بر سر دو راهى دو کار قرار مى گرفت ، مى اندیشید که کدام یک با خواسته نفس نزدیک تر است با آن مخالفت مى کرد، پس بر شما باد روى آوردن بهاین گونه از ارزش هاى اخلاقى، و با یکدیگر در کسب آن ها رقابت کنید، و ارگ نتوانستید ، بدانید که به دست آوردن برخى از آن ارزش هاى اخلاقى بهتر از رها کردن همه آن هاست.

حکمت290 : اگر خدا بر گناهان وعدة عذاب هم نمى داد ، لازم بود به خاطر سپاسگزارى از نعمت هایش نافرمانى نشود.

حکمت291 : (جهت تسلیت گفتن به اشعث بن قیس در مرگ فرزندش)
اى اشعث ! اگر براى پسرت اندوهناکى ، به خاطر پیوند خویشاوندى سزاواری، اما اگر شکیبا باشى هر مصیبتى را نزد خدا پاداشى است. اى اشعث ! اگر شکیبا باشى تقدیر الهى بر تو جارى مى شود و تو پاداش داده خواهى شد و اگر بى تابى کنى نیز تقدیر الهى بر تو جارى مى شود و تو گناهکارى . اى اشعث ! پسرت تو را شاد مى ساخت و براى تو گرفتارى و آزمایش بود، و مرگ او تو را اندوهگین کرد در حالى که براى تو پاداش و رحمت است.

حکمت292 : (به هنگام دفن رسول خدا ص)
همانا شکیبایى نیکوست جز در غم از دست دادنت، و بى تابى نا پسند است، جز در اندوه مرگ تو، مصیبت تو بزرگ  و مصیبت هاى پیش از تو و پس از تو نا چیزند.

حکمت293 : همنشین بى خرد مباش، که کار زشت را زیبا جلوه داده ، دوست دارد تو همانند او باشی.

حکمت294 : ( از فاصله میان مشرق و مغرب پرسیدند ، فرمود:) به اندازه یک روز حرکت خورشید.

حکمت295 : دوستان تو سه گروهند، و دشمنان تو نیز سه دسته اند؛ اما دوستانت : دوست تو و دوستِ دوست تو  و دشمنِ دشمن تو است، و اما دشمنانت : دشمن تو ، و دشمن دوست تو ، و دوست دشمن تو است.

حکمت296 : (شخصى را دید که چنان بر ضد دشمنش مى کوشید که به خود زیان مى رسانید ، فرمود:) تو مانند کسى هستى که نیزه در بدن خود فرو برد تا دیگرى را که در کنار اوست بکشد!

حکمت297 : عبرت ها چقدر فراوانند و عبرت پذیران چه اندک !

حکمت298 : کسى که در دشمنى زیاده روى کند گناهکار ، و آن کس که در دشمنى کوتاهى کند ستمکار است، و هر کس که بى دلیل دشمنى کند نمى تواند با تقوا باشد!.

حکمت299 : آنچه که بین من و خدا ناروا است اگر انجام دهم و مهلت دو رکعت نماز داشته باشم که خدا عافیت طلبم، مرا اندوهگین نخواهد ساخت.

حکمت300 : (از امام پرسیندند چگونه خدا با فراوانى انسان ها به حسابشان رسیدگى مى کند؟) آن چنان که با فراوانى آنان روزیشان مى دهد! (و باز پرسیدند چگونه به حساب انسان ها رسیدگى مى کند که او را نمى بینند، فرمود) همان گونه که آنان را روزى مى دهد و او را نمى بینند. 

 

منبع: 

مدیریت زمان




طبقه بندی:
ارسال توسط ع . اس .
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی